ضحیضحی، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره

♫قشنگ ترین ترانه زندگی♫

نامه ای به دخترم

1390/7/7 23:54
نویسنده : مامانی
345 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

 

عزیزدل مادر ، دختر ک زیبا و همیشه خندانم

سلام؛

اول ازهرچیز خدا را بخاطر داشتن موجود نازنین و بی نظیری چون تو ،سپاس می گویم  و سجده شکربجا می آورم.

دختر عزیزم، شاید زودتر ازینها باید به این خانه مجازی سر می زدم تا خاطرات قشنگ زندگیت را برایت بنویسم ؛نوشتن از لحظاتی که تو برایم ساختی و چه زیبا ساختی...ولی افسوس که چرخ همیشه آنگونه که ما می خواهیم و دوست داریم نمی چرخد؛

 

 اما دلبندم از آنجا که تصمیم دارم لحظات خوبمان را اینجا ثبت کنم ، پس، ازبازگوکردن مشکلاتم آنهم در اولین صفحات وبلاگت خودداری میکنم و شرح این ماجرا را به زمانی دیگر می سپارم . اگرچه تک تک لحظات این یک سال را با تو زندگی کرده ام ،با تو  نفس کشیده ام  وبوئیده ام وروئیده ام... و به یاد دارم و کدام مادر است که لحظه لحظه شکفتن غنچه اش را فراموش کند و به یاد نیاورد..؟!اگرچه به ذهن و نه به قلم و نه به این صفحات کاغذی و شیشه ای...

 

نیمه وجودم ،دختر کوچکم؛

 

 خوشبختانه تا آنجا که توانستم ازتمام مراحل شکفتنت عکس و فیلم تهیه کردم و اینجاست که تکنولوژی به داد مادران گرفتار ی چون من می رسد و چه خوب که دوربین ها هستند و تاریخ ها و لحظه ها را ثبت می کنند والا مرا به جرم اینکه مادر فراموش کاری بودم شاید نمی بخشیدی ... اما نه چه می گویم قلب کوچک و مهربان تو فقط جای پاکیهاست و دوستی ها و بخشیدن ها و فراموش کردن ها....

 

ضحای دوست داشتنی من :

بخاطر مشغله هایی که دارم شاید نتوانم زود به زود به وبلاگت سربزنم ولی به تو قول می دهم تمام لحظات قشنگ زندگیت را و تمام گام هایی را که بسوی آینده ای روشن بر می داری ،به ذهن بسپارم و در اولین فرصتی که دست دهد اینجا به تصویر بکشم تا یادگاری باشد برای همه ی عمر....

عاشقانه دوستت دارم

مادرت 

٧/مهر/١٣٩٠ 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)